زندگینامه سید عباس موسوی رهپیما | بنیانگذار شرکت فومن شیمی

زندگینامه سید عباس موسوی رهپیما | بنیانگذار شرکت فومن شیمی

زندگینامه کارآفرینان|سید عباس موسوی

 

سید عباس موسوی رهپیما

متولد: مردادماه ۱۳۱۷

شهر محل تولد:فومن

بنیانگذار:شرکت فومن شیمی

کارآفرین بخش:صنعت-تولید

سن شروع به کار:۲۴ سالگی

آرزوی کودکی:مثل پدر،مرد موفق و درستکاری باشم

هنوز هم ایران عزیز انسان های فرهیخته و سختکوشی را در دامان خود دارد که برای مام وطن افتخار آفرین هستند. چه بسیار مردانی که سالیان زیادی را در کوچه پس کوچه های علم و دانش قدم گذاشته اند و کوله باری از تجربه اندوخته اند و از این اندوخته گرانبهایشان در راه خدمت به میهن و پویایی صنعت و دانش ایران استفاده کرده اند. بخشنده ترین انسانها در طول تاریخ کسانی هستند که نان خود را همیشه قسمت می کنند. در دنیای امروز، کارآفرینان نقش مهمی در پیشرفت هر کشوری دارند زیرا با به وجود آوردن بستر کاری و تولیدی، بسیاری از افراد جامعه را در پیشرفت خود سهیم می کنند. خوشبختانه در دنیای تولید و صنعت ایران تولید کننده های بیشماری را داریم که باعث افتخار هر ایرانی هستند.

 

در تاریخ معاصر ایران همیشه شاهد این بوده ایم که حکومت های پیشین صنعت و کشور ما را به سمت وابستگی به سوی استعمارگران سوق داده اند و حتی با وجود منابع عظیم نفتی در جنوب ایران، باز هم دولتمردان وقت تلاشی برای شکوفایی این صنعت نکرده اند. در زمان حکومت این افراد نفت خام ایران به کشورهای غربی فروخته می شد و از همان جا هم کالاهای مصرفی به کشور وارد می شد. در چندین سال اخیر کشورهای غربی نفت خام را می خریدند، در پالایشگاه های خود آن را تصفیه و فراورده های بیشمار نفتی را وارد بازارهای جهانی می کردند به طوری که ما مجبور بودیم فرآورده های نفتی را از کشورهای غربی بخریم زیرا صنعت ما رشد چندانی در این زمینه پیدا نکرده بود و سیاست گذاری های اقتصادی و صنعتی کشور نیز به سمت مصرف گرایی صرف بود.

 

اما با همه این ناملایمات سیاسی، در بین تحصیلکرده ها و روشنفکران آن زمان بودند کسانی که برای اعتلای این صنعت گرانبها از هیچ کوششی دریغ نکردند. با کوشش دکتر مصدق نفت یک ثروت ملی اعلام شد و از انحصار استعمارگران خارج گشت. بعد از ملی شدن صنعت نفت و بالا رفتن آگاهی جامعه دانشگاهی، افرادی وارد جامعه شدند که در جهت شکوفایی این صنعت در ایران کارهای مهم و قابل توجهی انجام دادند و توانستند با تولید بعضی از فرآورده های نفتی از وابستگی اقتصادی ما به دیگر کشورهای جهان بکاهند.

مهندس عباس موسوی رهپیما از جمله تولید کنندگان موفقی است که قبل از انقلاب موفق شده بود فرآورده های نفتی چون روغن موتور و گریس را در ایران تولید کند. آن زمان با فروش نفت، کشور به سمت مصرف گرایی پیش می رفت و کارهای تولیدی مورد حمایت چندانی قرار نمی گرفت اما این جوان فومنی با استفاده از تجربه های دانشگاهی خود قدم در راه سخت و پر زحمتی گذاشت و با سختکوشی، کار تولیدی خود را تا به امروز که در سن هفتادسالگی به سر می برد، گسترش داده است.

 

زندگینامه کارآفرینان|سید عباس موسوی

زندگینامه سید عباس موسوی رهپیما | بنیانگذار شرکت فومن شیمی

 

آقای موسوی کار تولیدی خود را از کارگاه کوچکی آغاز کرد و بعد از سالها تلاش و کوشش آن کارگاه کوچک را به یکی از بزرگترین مجتمع های صنعتی با نام «گروه صنعتی فومن شیمی» تبدیل نمود. امروزه روغن ترمز فومن شیمی، ضدیخ کاسپین، روغن موتور کاسپین و حشره کش های تار و مار و گریس شاخه های اصلی تولیدات فومن شیمی هستند. آقای مهندس عباس موسوی با همت   بلندش فعالیتهای تولیدی نفتی مختلفی را ایجاد نموده و بیش از گذشته صنعت فرآورده های نفتی را از حصار وابستگی خارج کرده است. جدا از موفقیت های اقتصادی و صنعتی فومن شیمی، یکی از مهم ترین کارهای آقای موسوی به وجود آوردن فرصتهای شغلی برای قشر تحصیلکرده و کارگر است. ایشان از جمله کارآفرینان موفق کشور هستند که وجودشان باعث افتخار همه ما می باشد. این مرد فرهیخته به غیر از گسترش کارخانجات تولیدی، با سرمایه و هزینه شخصی دانشگاهی را در شهر فومن احداث کرده است تا دانشجویان در آنجا در رشته های خاص آموزش ببینند و در جهت پیشرفت علمی و صنعتی کشور گام بردارند. دانشگاه فنی فومن در دل سبزترین درختان شهر چون غنچه ای زیبا می درخشد و خودنمایی می کند. باشد که روزی شاهد شکوفایی خلاقیت های بی شمار جوانان با استعداد ایران عزیز در این دانشگاه باشیم.

هنگامی که فصل تابستان سایه سبز خود را بر شهر فومن افکنده بود و ماه مرداد سال ۱۳۱۷ روزهای آغازین خود را سپری می کرد، مادرم اولین فرزندش را به دنیا آورد. پدر نام عباس را بر من گذاشت. بعد از من خداوند دو دختر به پدر و مادرم داد. من و خواهرهایم کودکی خود را در کوچه های پر درخت و سرسبز فومن سپری کردیم. سخاوت مادر همانند دریای زیبای شمال پر وسعت بود؛ به خصوص نسبت به من که تنها پسر خانواده بودم. پدربزرگم، حاج سید جلیل موسوی، به خاطر کرامات اخلاقی اش از احترام خاصی در بین مردم شهر فومن برخوردار بود و به واسطه حسن شهرت او اکثر مردم فومن خانواده ما را می شناختند. هنگامی که پدربزرگم چشم از جهان فرو بست جسدش را در مسجد شهر دفن کردند و هم اکنون نیز بسیاری از مردم شهر در شبهای جمعه بر سر مزارش می نشینند و شمع روشن می کنند.

پدرم تاجر پارچه بود و در بازار قماش فروشی داشت. او به دلیل حسن اخلاق و شهرت خانوادگی اش از معتمدین شهر به حساب می آمد و چندین سال به طور متوالی عضو انجمن شورای شهر بود. پدرم با اینکه فرزندانش را دوست داشت اما محبتش را زیاد بروز نمیداد ولی مادر ما را غرق بوسه و نوازش می کرد. پدر محکم و قاطع حرف می زد و من همیشه از او حرف شنوی داشتم. کم کم که بزرگتر شدم بیشتر با شخصیت اجتماعی پدرم آشنا شدم؛ او همیشه اعتقاد داشت در هر کاری باید صداقت داشت. من دوست داشتم روزی مثل پدر مرد موفق و درستکاری شوم.

دوران ابتدایی را در دبستان «محمدرضا پهلوی» گذارندم. یادم می آید که مثل خیلی از بچه ها از چوب و فلک می ترسیدم. خوشبختانه از همان کلاس اول با نمرات عالی قبول میشدم و به اصطلاح شاگرد اول کلاس بودم. در کنار تحصیل و رفتن به مدرسه، از همان بچگی به مغازه پارچه فروشی پدر می رفتم و کمکش می کردم و گاهی مشق هایم را همان جا مینوشتم. ما مشکل مادی چندانی در زندگی نداشتیم. خوشبختانه پدر در کار تجارت موفق بود. او با وجود وضع مالی مساعد، از اوان کودکی دوست داشت که تنها پسرش با خمیر مایه کار و تلاش آشنا شود.

مدارس شهر فومن تا سیکل اول متوسطه بود وقتی من این دوره را به پایان رساندم، از آنجایی که پدر دوست داشت درسم را ادامه بدهم، با هزینه شخصی خودش مدرسه سیکل دوم متوسطه را در شهر فومن ساخت و من توانستم دیپلم علمی خود را از این مدرسه بگیرم. متاسفانه بعد از کلاس یازدهم در فومن مدرسه ای وجود نداشت که در آن ادامه تحصیل بدهم و این موضوع مرا خیلی ناراحت می کرد چون علاقه زیادی به درس و ادامه تحصیل داشتم. به این دلیل که پدرم در اجتماع شهر، مرد روشنفکر و فرهنگ دوستی بود، اغلب دبیران با ایشان نشست و برخاست داشتند. روزی چند نفر از آموزگارانم به دیدن پدر آمدند و گفتند: «آقای موسوی ما شنیدیم عباس قراره ترک تحصیل کنه و مستقلا وارد کار تجارت بشه و کار شما رو ادامه بده!» پدر سری تکان داد و حرفشان را تایید کرد. آنها ابراز ناراحتی کردند و گفتند: «ما شاگرد زرنگ و باهوشی مثل عباس حیفه که درسشو ادامه نده. تازه می تونه بره تهران درس بخونه …» با صحبت های آنها پدر تصمیم گرفت مرا به تهران بفرستد. اعضای خانواده زیاد تحمل دوری مرا نداشتند ولی از آنجایی که دوست داشتند من درس بخوانم این جدایی را پذیرفتند. به یکی از دوستانم در مدرسه «مروی» تهران درس می خواند و به این دلیل من نیز مایل بودم در این مدرسه معتبر ادامه تحصیل بدهم. روزی که چمدانم را بستم و عازم تهران شدم اشک بود که از چشمان مادرم سرازیر می شد. می دانستم از نبود من دلتنگ می شود ولی من هدفم ادامه تحصیل بود و برای رسیدن به این آرزویم باید احساساتم را کنار می گذاشتم. خیالم راحت شد که به آرزوی خودم نزدیک تر می شوم و مدام رویای رفتن به دانشگاه در ذهنم پر رنگ تر می شد. اتوبوس که به تهران رسید خودم را در مسیر جدیدی از زندگی دیدم و از همان آغاز به خودم قول دادم که برای رسیدن به هدف تحصیلی ام همه تلاشم را به کار بگیرم. یکی از خاله هایم در منطقه گلوبندک تهران ساکن بود و خانواده مرا نزد او فرستاد. خاله ام با مهربانی مثل یک مادر از من مراقبت می کرد تا درسم را در آرامش بخوانم. در طول مدتی که درس می خواندم نیز از همان راه دور به پدر کمک می کردم. من برای اینکه بتوانم به دانشگاه راه پیدا کنم مشکلات و دوری از خانواده را تحمل می کردم. کم کم به زندگی مجردی در تهران عادت کردم و اغلب کارهایم را به تنهایی انجام میدادم. گاهی جسته گریخته می شنیدم که مادرم به علت دوری از من ناراحت است و گاهی بد خلقی می کند. هر از گاهی که به فومن میرفتم سعی می کردم دل او را به دست بیاورم و نبودم را با قدردانی از مهربانی های بی اندازه اش جبران کنم.

زندگینامه کارآفرینان|سید عباس موسوی

زندگینامه سید عباس موسوی رهپیما | بنیانگذار شرکت فومن شیمی

 

من همیشه درس ریاضی را دوست داشتم و زمانی که در مدرسه مروی تهران درس می خواندم نمرات درس ریاضی ام عالی بود. در سال ۱۳۳۶ و در سن هجده سالگی موفق شدم دیپلم ریاضی را از همان مدرسه مروی اخذ کنم.

بلافاصله بعد از گرفتن مدرک دیپلم در کنکور شرکت کردم. خیلی دوست داشتم که در رشته مهندسی نفت قبول شوم. آن زمان اوضاع سیاسی تهران در تب و تاب ملی شدن صنعت نفت بود،قشر تحصیلکرده و بعضی از روشنفکران ما که در تبعیت از دکتر مصدق خواهان ملی شدن صنعت نفت شده بودند عاقبت توانستند این گنجینه با ارزش ملی را در اختیار بگیرند. بالطبع با این حال و اوضاع من خیلی دوست داشتم که در چنین رشته به روز و مهمی تحصیلات آکادمیک داشته باشم. | در روز اعلام نتایج کنکور به دانشگاه تهران رفتم. وقتی نام خود را در بین اسامی پذیرفته شدگان کنکور دیدم خیلی خوشحال شدم. دوست داشتم قبل از هر کسی خانواده ام را از قبولی ام در دانشگاه مطلع کنم، به همین دلیل خودم را به نزدیک ترین مرکز مخابراتی رساندم و به پدرم تلگرافی با این مضمون زدم: «پدر من توانستم در کنکور دانشکده فنی قبول شوم. امضا عباس موسوی».

در همان سال وارد دانشکده مهندسی شیمی شدم و با علاقه و اشتیاق فراوان در این رشته ادامه تحصیل دادم. البته در این حین همچنان به پدر در خرید پارچه کمک می کردم. در سال ۱۳۴۱ موفق شدم که در رشته مهندسی نفت فارغ التحصیل شوم. به علت تمایلات ناسیونالیستی و اجتماعی همچنان علاقه مند بودم که این رشته را تا مقطع دکترا ادامه بدهم. تصمیم گرفتم برای مقطع دکترا به کشور فرانسه بروم؛ زبان خارجه ای که خوانده بودم فرانسه بود و از همان دوران مدرسه استعداد زیادی در فراگیری زبانهای خارجه داشتم. این موضوع باعث شده بود انگیزه بیشتری برای فراگیری زبان خارجه داشته باشم. زمانی که در تب و تاب رفتن به خارج از کشور بودم، مهندس ریاضی – رئیس دانشکده فنی مرا نزد خود خواند و گفت: – آقای موسوی شنیدم میخوای برای ادامه تحصیل کشور رو ترک کنی. پسرم اگه نظر منو بخوای، بهتره قبل از اینکه عجولانه تصمیم بگیری به مدتی بری تو زمینه مهندسی نفت و مهندسی شیمی در کارهای تولیدی فعالیت کنی چون در آینده اون قدر فرصت نداری که بخوای همه چیزو از نو شروع کنی، بهتره که یه تصمیم عاقلانه بگیری …| آن روز استادم خیلی با من حرف زد و با دلایل منطقی تا حدودی قانعم کرد که به خودم فرصتی بدهم و خارج از محیط دانشگاه مشغول به کار شوم. بعد از مدتی فکر کردن حرف استادم را پذیرفتم و در کشور ماندم. یادم هست پدرم نیز همیشه می گفت: «پسر جان همیشه دنبال کاری برو که دوستش داشته باشی و مجبور نشی تا آخر عمرت کاری رو انجام بدی که بهش علاقه نداری»

سال ۱۳۴۱ سال شروع یک بحران اقتصادی در ایران بود و در آن سال دکتر امینی، وزیر وقت، اعلام کرد که ایران دچار رکود اقتصادی شده است. بنابراین نرخ بیکاری حتی در قشر تحصیلکرده نیز افزایش یافت. در این بحبوحه من به دنبال شغل مناسبی که در ارتباط با رشته دانشگاهی ام باشد بودم. آن زمان به همراه بعضی از دوستانم به «چهار راه پهلوی» می رفتیم تا آنهایی که در کارخانجات صنعتی مشغول به کار بودند به ما خبر دهند که کدام کارخانه نیروی کار نیاز دارد. سرانجام بعد از مدتی توانستم در یک شرکت پالایشگاهی مشغول به کار شوم. زمانی که من کارم را در آن شرکت شروع کردم، دانشکده فنی بین دانشجویان مسابقه ای گذاشت، من نیز در این مسابقه شرکت کردم و خوشبختانه توانستم به عنوان دستیار و مدرس در آن دانشکده انتخاب شوم. بنابراین خیلی خوشحال بودم که ارتباطم با محیط علمی دانشگاه دوباره برقرار میشد.

فعالیت من در شرکت تولیدی به گونه ای بود که آنها هرگز نمی خواستند مرا از دست بدهند، در نتیجه با شرایط کاری جدیدم کنار آمدند و از آن پس من از صبح تا ظهر در دانشگاه درس میدادم و از ساعت چهار بعد از ظهر به شرکت میرفتم؛ کار اصلی این شرکت در واقع تولید روغن موتور بود. کار تدریس در دانشگاه را با ماهی هزار و هشتاد تومان شروع کردم. من به مسائل مالی اهمیت زیادی نمیدادم، بلکه بیشتر دوست داشتم تجربه های علمی خود را در اختیار دانشجویان قرار دهم.

من بعد از یک سال و نیم فعالیت تولیدی و با به دست آوردن تجربه های عملی تصمیم گرفتم که خودم مستقلا وارد فعالیت های تولیدی در این زمینه شوم. به این ترتیب قطعه زمینی به وسعت سیصد متر مربع را در خیابان دامپزشکی تهران خریداری کردم و توانستم کارگاه کوچکی را در آنجا دایر کنم. در همین کارگاه بود که برای اولین بار شروع به تولید گریس نمودم. از همان ابتدا کارم را با جدیت انجام میدادم؛ هر صبح قبل از ساعت شش بیدار میشدم و با شور و نشاط تازهای به کارگاه می رفتم و به همراه کارگری که داشتم، کار تولید گریس را انجام میدادم. ما روزانه حدود چهار صد کیلوگرم گریس تولید می کردیم. بعد از ظهر که میشد خیلی زود آماده میشدم و گاهی با همان کفش های کار به دانشگاه می رفتم. من کارم را بسیار دوست داشتم و به صرف کسب درآمد بیشتر، به آن نگاه نمی کردم و به همین دلیل هر روز با انگیزه و علاقه بیشتری کار می کردم.

از همان اوایل کار تصمیم گرفته بودم که تولیدات کارگاه بهترین کیفیت ممکن را داشته باشد چون اعتقاد داشتم مردم ایران در انتخاب و خرید یک جنس به مرغوبیت و مارک آن بسیار اهمیت میدهند. فکر می کردم اگر ما تولید کنندگان داخلی به جای افزایش تولید، به مرغوبیت و کیفیت محصولاتمان بیشتر اهمیت بدهیم و در بین مصرف کنندگان این اطمینان را ایجاد کنیم که کالا و تولیدات داخل نیز از مرغوبیت کافی برخوردار است، مردم نیز به سمت خرید کالاهای داخلی کشیده میشوند و به غیر از آن فضایی نیز برای صادرات ایجاد میشود.

مدتی بود ورود روغن موتور از کشورهای خارجی به ایران ممنوع شده بود و این فرصت خوبی برای کارگاه من بود که بتوانم کالای تولیدی خود را در جامعه مطرح کنم تا با روغن موتور و گریس هایی که از خارج وارد می شدند قابل رقابت باشد. کار تولیدی در آن شرایط مشکلات خاص خودش را داشت ولی من برای پیشبرد اهدافم هرگز از مشکلات نمی ترسیدم. من نگاهی متفاوت به کار داشتم و قبل از اینکه به فکر منافع شخصی ام باشم به دنبال این بودم که در رشته خودم تولیدات صنعتی را به باروری برسانم. من علاقه وافری به صنعت نفت و فرآورده های شیمیایی داشتم. زمانی که در دانشگاه درس می خواندم تحقیقات زیادی روی فرآورده های مختلف نفتی انجام داده بودم و در همان زمان نیز در این فکر بودم که روزی در کشور خودم کارخانه ای داشته باشم.

 

زندگینامه کارآفرینان|سید عباس موسوی

زندگینامه سید عباس موسوی رهپیما | بنیانگذار شرکت فومن شیمی

 

هر کار تولیدی، مخصوصا تولیدات صنعتی، مشکلات خاص خود را دارد که کار من نیز از این قاعده مستثنی نبود. اما ستون امید من به بلندای آسمان بود و هرگز مشکلات مرا از ادامه رسالت که داشتم دور نمی کرد. من از پدرم یاد گرفته بودم که با سختکوشی و اعتماد به نفس کار کنم.

در سال های اولیه کار حتی تولیداتم اسم خاصی برای خود نداشتند. من به میدان اعدام» می رفتم و ظرف های فلزی بیست یا چهل کیلویی می خریدم و آنها را بار ماشین های پژوی سه چرخ می کردم. خودم اغلب بغل راننده مینشستم و گاهی در مسیر رفتن به کارگاه دانشجویانم را نیز می دیدم و همراه با لبخند، دستی برایشان تکان میدادم. بعد از اینکه ظرفها را به کارگاه منتقل می کردم به همراه کارگرها گریس را داخل این ظروف میریختم و به شرکتهای راه سازی میفروختم. البته به علت کوچک بودن فضای کارخانه و تولید محدود، پیشرفت زیادی در کار فروش نداشتم. برای فروش بیشتر محصولاتم دنبال یکی، دو نفر بازاری بودم که این کار را برایم انجام بدهند.

بعد از مدتی با افزایش تولید و تقاضا احساس کردم دیگر وقت آن رسیده است که فعالیتهای تولیدی ام را گسترش دهم، به همین منظور نیاز داشتم تا کار را در فضای وسیعتری انجام بدهم و واحد بزرگتری را راه اندازی کنم. برای احداث یک کارخانه بزرگ نیاز به سرمایه بیشتری داشتم و چون در آن زمان پول چندانی نداشتم با دو نفر از مشتری های خود در بازار شریک شدم. بعد از مدتی جستجو و تحقیق، زمینی را به مساحت پنج هزار متر مربع در جاده قدیم کرج انتخاب کردیم که قیمت آن هشتاد هزار تومان بود. برای خرید زمین تنها بیست هزار تومان پول داشتم و مبلغ بیست هزار تومان نیز از پدرم قرض گرفتم و مابقی پول آن را شرکایم پرداخت کردند. زمینی که خریداری کرده بودیم در ابتدا بایر بود و حتی از امکانات اولیه مثل آب و برق نیز برخوردار نبود. سرانجام در سال ۱۳۴۳ کارخانه «ایران گریس» را احداث کردیم، با راه اندازی کارخانه اقدام به استخدام نیروی کار بیشتری کردیم. من از این بابت خیلی خوشحال بودم چون با این کار توانسته بودیم برای عده ای از افرد بیکار فرصت شغلی به وجود بیاوریم. به این ترتیب کار تولید روغن موتور و گریس با ظرفیت بالا شروع شد.

اولین اصلی که در کارخانه ایران گریس مورد توجه بود، استمرار در کیفیت خوب تولیدات بود و در نتیجه تولیدات ما در بین مصرف کننده ها مقبولیت شایانی پیدا کرد، تا جایی که یکی از مدیران شرکت «ماگروس دویتس» آلمان که در ایران کامیون های «دویتس» می فروختند به من تلفن کرد و گفت: «آقای موسوی من از شرکت ماگروس تماس میگیرم و قصد دارم شما رو هرچه زودتر ملاقات کنم». در ابتدا خیلی متعجب شدم، تا اینکه در لابی یکی از هتل ها همدیگر را ملاقات کردیم و ایشان گفتند: «آقای موسوی شرکت ما قصد دارد که روغن، واسکازین و روغن دنده ای که مجموعه شما تولید می کند را خریداری کند». این پیشنهاد برای تولیدکننده ای مانند ما امتیاز بسیار خوبی محسوب می شد. طبق قراردادی که با این شرکت آلمانی بستیم، ماشین های ماگروس انحصارا می بایست روغن دنده را از شرکت ایران گریس خریداری می کردند. مدتی بعد، من مدیرعامل شرکت ماگروس را به صرف ناهار در هتلی در حوالی کرج دعوت کردم. حین گفتگو «کامیون هایی که در ایران فروخته می شد اغلب بعد از مدتی گیربکس هایشان خرد میشد. ما هم نمی دانستیم عیب کار از کجاست. تا اینکه فهمیدیم در ایران کامیون هایی که ظرفیت حمل پنج تن بار را دارند گاه تا ده تن بار را حمل و جابه جا می کنند، برای همین به گیربکس و دیفرانسیل ماشین ها فشار زیادی وارد میشد و این قطعات آسیب می دیدند. ما کامیون ها را گارانتی کرده بودیم و وجود این مشکل باعث می شد که هزینه های زیادی را بابت گارانتی متحمل بشویم و همچنین مجبور بودیم از آلمان روغن دنده و موتور وارد کنیم. بنابراین به این نتیجه رسیدیم که از روغن های موجود در ایران استفاده کنیم. ما همه واسکازین های ایرانی را آزمایش کردیم و از بین این روغن ها، روغن دنده شرکت شما را انتخاب کردیم چون از کیفیت خوبی برخوردار بود. این شد که ما سراغ شما آمدیم».

ما به غیر از شرکت ماگروس با روسها نیز قراردادی بستیم. طبق قرارداد بین ایران و شوروی سابق، روس ها در شهر اصفهان کارخانه ذوب آهن را به بهره برداری رساندند. متاسفانه گریس هایی که در روسیه تولید میشد سازگاری چندانی با آب و هوای کشور ما نداشت و با گرم شدن هوا گریس روی فلزات ذوب می شد. به همین دلیل روس ها به سراغ ما آمدند و گفتند که می خواهند گریس کارخانه ما را روی فلزات و ماشین آلات کارخانه ذوب آهن آزمایش کنند. آنها بعد از انجام آزمایشات مختلف تصمیم گرفتند با ما قرارداد کاری ببندند و از ما گریس خریداری کنند. در آن زمان ما حدود هفده نوع گریس مطابق استاندارد برایشان تولید کردیم و روس ها با مشاهده کیفیت خوب گریس ایرانی تعهد کردند که گارانتی کارخانه ایران گریس را قبول کنند. این موضوع نقطه عطفی برای کار ما شد. در آن دوران استاندارد مشخصی برای تولید گریس وجود نداشت و ما تمام تلاشمان را کردیم تا در ایران استانداردی برای تولید گریس تدوین شود.

من با وجود انبوه فعالیت های کاری ام همچنان پیوند خود را با دانشگاه حفظ کرده بودم چون می دانستم که یکی از دلایل پیشرفت هر صنعتی ارتباط مستمر مراکز علمی و مراکز تولیدی است از اینکه در راه یک کار هدفمند تولیدی قدم گذاشته بودم خوشحال بودم. در آن زمان ما گریس، روغن موتور، بنزین و … را از کشورهای دیگر وارد می کردیم، ایران تنها نفت خام خود را روانه بازارهای اروپایی می کرد و آنها نیز به دلیل برخورداری از تکنولوژی و صنعت مدرن، با همان نفت ما فرآورده های نفتی تولید می کردند و دوباره همان تولیدات را به جهان سومی ها می فروختند، به همین دلیل صنعت ما از لحاظ تولیدات داخلی رشد چندانی نکرده بود و بازارهای صنعتی بیشتر در دست فروشندگان خارجی بود. اما من دلم می خواست در حوزه تخصص خودم گامی هر چند کوچک برای اعتلای صنعت کشورم بردارم. ما هر روز شاهد افزایش نرخ بیکاری در کشور بودیم که متاسفانه باعث میشد خیل عظیمی از جوانان ما در شهرهای بزرگی مثل تهران به شغل های کاذب روی آوردند. در صورتی که با گسترش کارهای تولیدی و صنعتی در کشور، افراد بیشتری می توانستند صاحب درآمد و شغل شوند و وقت خود را صرف انجام یک کار مفید کنند.

من برای پیشرفت و ماندگاری کارخانه ایران گریس مدام در تلاش و کوشش بودم و هر سال بر تعداد نماینده های ما افزوده میشد. مسیر زندگی ام تا سن بیست و نه سالگی در این خلاصه شده بود که ساعاتی را در بین دانشجویان باشم و زمانی را هم به طور فشرده در کارخانه سپری کنم. به مرور زمان احساس کردم در زندگی خود نیاز به یک تحول روحی دارم. من آن زمان مجرد بودم، تا اینکه در مدتی که یکی از خواهرانم در مدرسه عالی تهران» تحصیل می کرد، به واسطه ایشان با یکی از دوستانش آشنا شدم. کم کم در رفت و آمدهایی که پیش می آمد نسبت به همسرم احساس دلبستگی پیدا کردم و تصمیم گرفتم که به ایشان پیشنهاد ازدواج بدهم. همسرم از خانواده اصیل و با فرهنگی بود. مدتی که از آشنایی ما گذشت، به اتفاق خانواده رسما از ایشان خواستگاری کردم و در سال ۱۳۴۹ زندگی جدیدمان را زیر یک سقف آغاز کردیم.

زندگینامه سید عباس موسوی رهپیما | بنیانگذار شرکت فومن شیمی

زندگینامه سید عباس موسوی رهپیما | بنیانگذار شرکت فومن شیمی

همسرم تا قبل از اینکه بچه دار شویم در وزارت علوم شاغل بود اما بعد از آن ترجیح داد که وقتش را صرف تربیت بچه ها کند. خداوند ما را صاحب سه فرزند پسر به نامهای سپند، سپهر و سهیل و دختری به نام مریم کرد. من و همسرم از همان ابتدا به نحوه تربیت بچه هایمان توجه خاصی داشتیم و دوست داشتیم وقتی آنها بزرگ می شوند تحصیلات عالیه داشته باشند.

در پی گذشت زمان کیفیت محصولات تولیدی ایران گریس بهتر می شد و بالطبع تعداد مشتریان ما نیز افزایش پیدا می کرد. به علت سفارشات مکرر، تولیدات ما نیز افزایش پیدا کرد و فشردگی کار من در کارخانه بیشتر شد تا جایی که کار تدریس در دانشگاه تا حدودی برایم مشکل شد. به دلیل کمبود وقت نمی توانستم آن طور که شایسته یک استاد است خود را آماده جواب دادن به سوالات دانشجویان باهوش فنی کنم و به همین دلیل تصمیم گرفتم برخلاف میل باطنی ام کار تدریس را رها کنم. در سال ۱۳۵۵ استعفایم را نوشتم و رسما از کرسی استادی کناره گیری کردم و تمام همتم را بر پیشرفت کارخانه گذاشتم؛ البته فرق چندانی نداشت چون هدف من چه در دانشگاه و چه در کارخانه اعتلای صنعت در ایران عزیز بود. ایران گریس دیگر به شرکت بزرگی تبدیل شده بود. ما مواد اولیه تولید روغن موتور و گریس را معمولا از پالایشگاه نفت آبادان تهیه می کردیم. در سالهای ۱۳۵۴-۱۳۵۳ ورود روغن موتور به ایران ممنوع شده بود؛ درست در همان زمان ما با شرکت انگلیسی «کاسترول» قرارداد همکاری بستیم و نمایندگی انحصاری آن را در ایران گرفتیم. تا مدتی روغن کاسترول را در کشور پخش و توزیع می کردیم. من می خواستم در کارخانه ایران گریس دست به تولید روغن کاسترول بزنم. بدون اینکه فرمول ساخت این روغن را از شرکتش بگیریم یا تحت لیسانس آنها باشیم، موفق شدیم که روغن کاسترول را با همان ویژگی که در شرکت کاسترول تهیه میشد به تولید برسانیم. اعضای شرکت کاسترول با دیدن تولیدات روغن ما و مرغوبیت و کیفیت آن به ما تاییدیه ای دادند که شرکت ایران گریس به موجب آن می توانست از مارک و نشان آنها برای فروش روغن کاسترول استفاده نماید.

احساس کردم که کارخانه ما توان توسعه و گسترش بیشتری را داراست، بنابراین تصمیم به احداث کارخانه ای جدید گرفتیم. شهرداری اعلام کرده بود که تا شعاع صد و بیست کیلومتری شهر تهران نباید کارخانه ای صنعتی بنا شود و این بهانه ای شد تا من این بار کارخانه ام را در شهری به غیر از تهران بنا کنم.

ما برخی از مواد اولیه کارخانه مانند ضدیخ را از آلمان وارد می کردیم که از طریق دریای خزر وارد بندر انزلی می شد. از آنجایی که به زادگاهم فومن تعصب خاصی داشتم، تصمیمم بر آن شد صنعتی تاسیس که کارخانه را در فومن تاسیس کنم ولی براساس قوانین موجود، ما باید کارخانه را در شهرک های صنعتی تاسیس می کردیم.

بالاخره کارخانه جدیدمان را در شهرک صنعتی شهر رشت احداث کردیم تا هم فرصت شغلی مناسبی برای مردم آن منطقه به وجود بیاید و هم اینکه به بندر انزلی دسترسی بهتری داشته باشیم. کارخانه ما در شهر رشت با نام «فومن شیمی» شروع به تولید کرد.

آن زمان برای احداث کارخانه زمینی را به مساحت چهل هزار متر مربع در بالاترین نقطه شهرک، جایی که آبگیر نیز نباشد خریداری کردیم و واحد تولید پلاستیک را راه انداختیم. ظروف پلاستیکی مخصوص روغن را در آنجا تولید می کردیم و بعد این ظروف را به تهران می آوردیم و داخلشان را روغن کاسترول می ریختیم و به بازار عرضه می کردیم.

فومن شیمی و ایران گریس با وجود تحولات سیاسی در کشور، با جدیت به کار خود ادامه دادند. در سال ۱۳۵۷ که انقلاب ایران به پیروزی رسید، بسیاری از سرمایه داران و صاحبان کارخانه از ایران خارج شدند اما من حتی برای یک لحظه به این موضوع فکر نکردم چون در هر شرایط و در هر حکومتی به سربلندی ایران و پیشرفت صنعت آن می اندیشیدم و از طرفی خاک هیچ کشوری نمی توانست مرا مجذوب خود کند.

علی رغم وجود جنگ در کشور، برای اولین بار روغن ترمز را در ایران تولید کردم و روغن ترمزهای تولیدی را به نام پسرانم سپند، سپهر و سهیل نام گذاری کردم تا از این طریق آنها به صنعت کشور علاقه مند شوند و از طرفی در بهبود کیفیت و شهرت محصولی که به نام آنهاست همت کنند.

در تولید این روغن نظارت کامل بر کنترل کیفیت آن صورت می گرفت چون این ماده یک ماده ایمنی است و با سلامت و جان مردم سر و کار دارد. من به علت داشتن تخصص دانشگاهی در این زمینه توانسته بودم این روغن را با کیفیتی عالی به مرحله تولید و مصرف برسانم. امروزه ما در تولید این روغن به مرز خودکفایی رسیده ایم و روغن ترمزهای خارجی را از گردونه بازارهای ایرانی خارج کرده ایم. جنگ ناخواسته بر روند کار ما نیز تاثیر گذاشت؛ ما قسمت عمده مواد اولیه خود را از پالایشگاه آبادان تهیه می کردیم، متاسفانه این پالایشگاه در جریان بمباران عراقیها صدمه دید و ضربه سختی به اقتصاد کشور وارد شد و ما نیز از دریافت سهمیه خود از این پالایشگاه محروم شدیم.

با قطع شدن سهمیه مواد اولیه کم کم تمرکزمان روی کارخانه فومن شیمی معطر کار تولیدی را به سمت دیگری سوق دادیم؛ به غیر از واحد تولید ظروف پلاستیک بسته بندی، دست به احداث کارخانه دیگری به نام «شرکت تولیدی ایران گسترش» زدیم. ما واحد تولیدی ظروف مخصوص اسپری را تولید می کردیم، چون این ظروف را برای تولید حد و انواع خوشبوکننده ها لازم داشتیم. در اوایل انقلاب به دلیل اینکه انواع اسپری ها جزء وسایل ل ا به شمار می رفت، تهیه قوطی های اسپری یا وارد کردن آن به کشور با مشکلاتی روبرو بود

سابقه تولید حشره کش توسط من حدودا به سال ۱۳۴۳ برمی گردد که برای یکی از دوستانه و اهواز حشره کشی ساخته بودم که از آن بسیار راضی بود. بعد از سال ها می خواستم با استفاده از تجربیات گذشته ام دست به تولید حشره کش بزنم. در همان دوران جنگ بود که من حشره کش «تار و مار» را تولید کردم ولی برای وارد کردن ظروف خالی اسپری از کشورهای ایتالیا، اسپانیای ترکیه و یونان با مشکلاتی روبرو بودیم و از طرفی در داخل کشور نیز قوطی های اسپری با کیفیت پایینی تولید می شد. در نتیجه ما مجبور بودیم تعداد محدودی قوطی خریداری کرده و تولید کنیم تولید تار و مار تا یک سال به تعویق افتاد و ما در این مدت توانستیم واحد تولید قوطی اسپری را | با بهترین کیفیت راه بیندازیم تا مجبور نشویم که این قوطی های خالی را از کشورهای دیگر وارد | کنیم. در این مدت حشره کش های «پیف پاف» و «بایگون» را نیز تولید می کردیم ولی از مارک و بود. نام خارجی آنها استفاده می کردیم. اما توجه من همواره به تار و مار که یک نام ایرانی است معطوف

همه این تلاش و کوشش ها برای بنیان و بسط تولید فرآورده های نفتی در ایران بود و از طرفی با گسترش واحدهای تولیدی نیروی کار بیشتری نیز جذب مجموعه های ما میشدند. تولید کار بزرگترین هدف هر کار آفرین است و من نیز با افزایش سرمایه مجموعه می کوشیدم فرصت کار و تولید بیشتری را به وجود بیاورم. در احداث هر واحد تولیدی سعی ما و کارشناسان متخصص شرکت بر این بود که کار تولید با بهترین روش های مدرن و علمی انجام گیرد. ما در ساخت و تولید ظروف اسپری، با پرداخت هزینه از شرکت آلمانی دعوت کردیم که دانش فنی خود را در اختیار ما بگذارد. با راهاندازی خط تولید قوطی های اسپری، مهندسین فنی آلمانی برای کنترل کیفیت به کارخانه ما آمدند و همواره تاکید داشتند که ساخت قوطی های اسپری باید با حساسیت بالا همراه باشد زیرا کوچکترین اشکال در شیوه تولید آن می تواند مشکل زا باشد. نیروی متخصص ما نیز با نهایت دقت شروع به تولید این قوطیها کردند و به مرور از تکنولوژی های روز دنیا نیز در تولید این ظروف اسپری استفاده شد. |

در سال ۱۳۶۱ برای بسته بندی و کارتن سازی، ساخت واحد تولیدی جدیدی را در برنامه قرار دادیم. برای راه اندازی یک کارخانه جدید نیاز به فضای بیشتری داشتیم. در نزدیکی کارخانه تولید گسترش کارخانه ای به نام «پادینه» وجود داشت که ظروف تفلون می ساخت. ما با خریداری زمین این کارخانه خط تولید شیر اسپری و کارتن را راه اندازی کردیم و به این ترتیب دیگر نیاز نبود

برای بسته بندی محصولات مجموعه از بیرون والو و کارتن وارد کنیم. یکی از اهداف بلندمدت من خودکفایی مجموعه تولیدی فومن شیمی بود که برای تحقق آن تمام توانم را به کار می بردم.

واحدهای تولیدی ما یکی پس از دیگری پایه ریزی و ساخته می شد و من گویی هر بار صاحب فرزند جدیدی می شدم. تمام سعی ام را می کردم که در هر واحد تولیدی کیفیت محصولات در سطح عالی باشد. ما به دلیل ثبات کیفیت محصولاتمان همیشه بازارهای خود را حفظ می کردیم و حتی مانع ورود بعضی از محصولات مشابه خارجی به داخل کشور می شدیم. در سالهای بعد، در شهرک صنعتی «لوشان» واحد تولیدی تصفیه دوم روغن را به بهره برداری رساندیم. ما همچنین یک واحد تولید روغن ترمز را با عالی ترین کیفیت راه انداختیم که هم اکنون این واحد با نام شرکت «دقیق شیمی» فعالیت می کند.

یکی از دغدغه های من در دنیای اقتصاد کاهش وابستگی های صنعتی و اقتصادی ایران است. اقتصاد کشور ما زمانی به اوج پویایی می رسد که تولیدات صنعتی زیاد شود و به جای حجم بالای واردات بر حجم صادرات خود بیفزاییم. در کشور ما تولید کننده های زیادی فعالیت می کنند؛ برخی در حیطه صنعت، برخی در بخش کشاورزی و …. همه این تولید کننده ها به مثابه پشتوانه های محکمی برای کشور هستند که با شکوفایی در صنعت و اقتصاد، رفاه و امنیت را برای جامعه به ارمغان می آورند. من به عنوان یک تولید کننده صنعتی از لحاظ مادی نیاز چندانی به گسترش کار و تولید ندارم، بلکه تمام اندیشه ام این است که مجموعه فومن شیمی را به یکی از مجتمع های صنعتی موفق و برتر تبدیل کنم.

تولید کننده های داخلی باید چه از طرف دولت و مسئولین، چه از طرف مردم و حتی تولید کننده های دیگر حمایت شوند. تولید کننده ایرانی باید تولیدات خود را هویت خود بداند و در بهبود کیفیت آنها بکوشد و مصرف کننده ایرانی نیز باید کالای خوب ایرانی را همچون سرزمین خود دوست بدارد. ترجیح میدهم از کالاهای ایرانی استفاده کنم تا به این گونه از تولید کننده های داخلی حمایت کرده باشم. من معتقدم ما ایرانی ها باید برای پویایی اقتصاد و فرهنگ خود در هر کاری یکدیگر را حمایت کنیم، به ویژه باید پشتیبان تولید کننده های داخلی باشیم زیرا وقتی کالاهای کشورهای بیگانه در بازارهای داخل به فروش برسد و از رونق خوبی برخوردار شود، بالطبع فرهنگ و نگرش بیگانگان نیز به مرور بر فرهنگ ما غالب میشود و در مورد این موضوع ما باید جوابگوی نسل های بعدی باشیم

من در افزایش مجموعه تولیداتم همیشه به دنبال تولید کالا و محصولی جدید بودهام که نظیر آن را در تولیدات داخلی کشور نداشته ایم و با بررسی های مختلف سعی کرده ام که فن آوری تولید آن را به داخل کشور بیاورم. از لحاظ شخصیتی توانایی انجام هر کاری را دارم و همیشه هر کاری را که شروع می کنم مطمئن هستم که در انجام آن موفق خواهم شد. امروزه مجموعه فومن شیمی واحدهای تولیدی زیادی را در بر دارد. یک واحد تولیدی چسب را نیز به مجموعه فومن شیمی اضافه کرده ایم؛ کارخانه چسب «کاسپین» انواع چسبهای خانگی، صنعتی و سیلیکون (چسب آکواریوم) را تولید می کند و محصولات این کارخانه به دلای کیفیت مطلوب از فروش خوبی نیز برخوردارند. همچنین در زمینه تولید انواع سیلرویی زیر بدنه خودرو نیز محصولاتی را عرضه می کنیم و به نوعی تامین کننده اصلی این تجهیزات صنایع خودروسازی هستیم.

تقریبا پنج سال پیش به شرکت کاسترول پیشنهاد همکاری دادیم که بالاخره با رایزنی و گفتگوهای پسرم سپهر با مسئولین کاسترول موفق به عقد قرارداد همکاری شدیم. هم اکنون ما با شراکت کاسترول کارخانه ای را در جزیره قشم احداث کرده ایم که روغن موتور کاسترول تولید می کند و هدف اصلی ما از راه اندازی این واحد، توسعه صادرات است. ما توانسته ایم روغن موتوری را با بهترین کیفیت جهانی در کارخانه قشم به تولید برسانیم و آن را به میزان نیاز وارد بازار کشور کنیم و مابقی تولیدات روغن موتور را نیز به کشورهای دیگر صادر کنیم. ما اغلب محصولات خود را به کشورهای خارجی صادر می کنیم و در آینده نیز قصد داریم به بخش صادرات توسعه بیشتری بدهیم

یکی دیگر از شرکت های ما شرکت «فومن پارت» است که «کاتالیست» برای خودروها تولید می کند. این قطعه در خودور بعد از موتور و قبل از اگزوز نصب می شود و به وسیله پوشش گرانبهای داخلش گازهای سمی خارج شده از موتور مانند گاز CO

, NOX و بنزین سوخته را به گازهای بی ضرر مانند CO۲ و ازت و بخار آب تبدیل می کند. نصب این کاتالیستها در کلیه خودروهای جدید اجباری است و این قطعه باید پس از طی هشتاد هزار کیلومتر تعویض شود. اگر دولت در معاینه فنی اتومبیل ها، آزمایش گازهای خروجی از اگزوز را اجباری کند، اطمینان می دهم که پس از دو سال آلودگی هوای تهران و هوای سایر شهرهای بزرگ ایران حل می شود؛ همان طور که در همه جای دنیا نیز از این روش استفاده میشود. امروز مجموعه بزرگ صنعتی فومن شیمی بیش از دوازده واحد تولیدی را در گروه خود دارد که شامل شرکت فومن شیمی، ایران گریس، ایران کانون، تولید و گسترش، پادینه، دقیق شیمی، نفت کاسپین، فومن شیمی گستر، فومن پارت، بوزال فومن پارس، پخش کاسپین و… می باشد. بسیاری از این شرکتها در جریان فعالیت خود به علت رعایت استانداردهای بین المللی موفق به اخذ گواهینامه های ۹۰۰۲ ISO و ISO TS نیز شده اند. من همیشه معتقد بودم که استفاده از شیوه های مدیریتی نوین و بهره گیری از فن آوری نوین در برنامه های کاری مهمترین عامل پیشرفت یک شرکت است. خوشحالم که امروز شرکت تولیدی ما توانسته است به عنوان بزرگترین تولیدکننده روغن ترمز و ضدیخ و تنها تولید کننده حشره کش تار و مار و روغن موتور کاسترول جی تی ایکس (GTX)، کاسترول ماگناتک (MAGNATEC) و کاسپین در کشور معرفی گردد. در واقع همه این افتخارات متعلق به صنعت کشور ماست و هدف من نیز چیزی جز پیشرفت و موفقیت کشور نیست. در حال حاضر هزار و چهارصد نفر نیروی کار در واحدهای تولیدی ما فعالیت می کنند که امیدواریم با احداث واحدهای تولیدی بیشتر بتوانیم بخش قابل توجهی از جوانان را زیر پوشش این مجموعه امروز که کارنامه کاری ام را مرور می کنم، از اینکه توانسته ام از تجارب کاری و تحصیلی خود در مسیری هدفمند استفاده کنم و آسایش و رفاه اعضای خانواده فومن شیمی را تامین کرده و در کنار آن در حیطه صنعت نفت و فرآورده های شیمیایی گامی در راه خودکفایی کشور بردارم خیالی آسوده دارم. همیشه سعی کرده ام فرصت های زندگی را غنیمت بشمارم و آن را به بیهودگی تلف نکنم. من با موقعیت درسی و کاری خود می توانستم در کنار خانواده زندگی آرام و بی دغدغه ای داشته باشم اما از آنجایی که عاشق صنعت بودم و دوست داشتم که سهمی هر چند کوچک در شکوفایی صنعت کشورم داشته باشم، قدم در راهی گذاشتم که مشکلات و سختی های زیادی را در برداشت. اما ایمان به کار و پشتکار چون دو بازوی قوی همیشه همراهم بودند.

همواره روحیه ام با شعر فارسی دمساز بود. معتقدم در شعر فارسی گنجینه ای از فرهنگ و تمدن اجدادی ما نهفته است و من علاقه وافری به این فرهنگ دارم. گاهی با خواندن اشعار شاهنامه دچار احساسات حماسی و ملی می شوم و بیش از پیش به فرهنگ ایرانی افتخار می کنم. گاهی اوقات فراغتم را با خواندن کتابها و دیوانهای شعر شاعران بنام می گذارنم

ا خداوند در زندگی همسری به من عطا کرد که همواره مثل یک دوست وفادار در کنارم است. وقتی فرزندان ما به دنیا آمدند، همسرم شغلش را رها کرد و بیشتر وقتش را صرف تربیت بچه ها نمود. ما هر دو عقیده داشتیم که فرزندانمان باید درست و با اصالت بزرگ شوند. امروز نتیجه زحمت تربیتشان را به چشم می بینیم؛ هر یک از فرزندانمان تحصیلات عالیه خود را در بهترین دانشگاه های خارجی گذرانده اند و هرگز رفاه مادی باعث نشد تا آنها دست از تحصیل و کار بکشند. آنها همگی عاشق کار و کشور خود هستند. همسرم سالهاست که بخشی از وقتش را صرف کار و فعالیت در امور خیریه می کند، او حتى در شهر لندن انجمن خیریه ای برای کمک به کهریزک تاسیس کرده است. هر دوی ما احساس می کنیم تا جایی که توان جسمی و مالی مان اجازه میدهد باید در خدمت همنوعان و هموطنان خود باشیم. با آنکه در کار صنعت بوده ام اما خوشبختانه مادیات و مسائل مالی هرگز مرا اسیر خود نکرده و موجب شده تا برای کسب پول و درآمد بیشتر انسانیتم و صفات یک انسان درستکار را فراموش کنم. هرگز به دنبال سودآوری صرف نبوده ام، بلکه برای تولید تک تک محصولاتم زحمت کشیدم تا آنها را با کیفیت مرغوب به بازار عرضه کنم و هر یک از محصولاتم را همچون فرزند خود میدانم.

انسان تا زمانی که بر روی این کره خاکی به سر می برد ذهنش پر از آرزوهای بیشمار است و همیشه به دنبال فرصتی است تا آنها را به واقعیت برساند. چندین سال متمادی در کنار کار تولیدی ام مشغول تدریس در دانشگاه بودم و از اینکه توانستم با تولید کار خدمتی به جامعه بکنم خوشحالم، اما در ذهنم آرزو داشتم فراغتی بیابم تا بتوانم دانشگاهی تاسیس کنم تا جوانان مستعد و خود بتوانند بدون پرداخت هزینه تحصیلی، با در اختیار داشتن بهترین امکانات تحقیقی و علمی در آن تحصیل کنند. روزی پدرم در شهر فومن مدرسه ای ساخت تا دانش آموزان شهر بتوانند تحصیلا بالاتری داشته باشند. احساس می کردم حالا نوبت من است که راه پدر را ادامه بدهم.

من در پی مطالعات علمی ام اغلب از رشته های جدید و مفیدی که در دانشگاههای معتبر جهان به وجود می آمد مطلع بودم و می دانستم که وجود این چنین رشته های تحصیلی در ایران باعث رشد و آگاهی هرچه بیشتر جوانان ما می شود. برای عملی کردن این خواسته ام نزد وزیر علوم وقت رفتم و در مورد ساخت این دانشگاه با ایشان مشورت کردم و اظهار داشتم که: «من سالیان زیادی از عمر و سرمایه ام رو برای کارهای صنعتی گذاشتم ولی حالا قصد دارم دانشگاهی بسازم و تمام هستی و دارای ام رو صرف این هدف مقدس بکنم. میخوام این دانشگاه زیر نظر دانشگاه تهران باشه تا از اعتبار خاصی برخوردار باشه و در ضمن نام دانشگاه فنی فومن رو براش انتخاب کردم». آقای وزیر از پیشنهادم استقبال کردند و ما بعد از رایزنی های مختلف توانستیم تاییدیه احداث دانشگاه را بگیریم. ساخت این دانشگاه با هزینه شخص خودم بود و هفت سال طول کشید. ما این دانشگاه را که شامل یازده هزار متر ساختمان آموزشی، اداری و پژوهشی است در زمینی به مساحت هفت هکتار احداث کردیم. هر روز که می گذشت از این که توانستم برای جوانان وطنم دانشگاهی در خور استعداد آنها بسازم خوشحال تر میشدم.

در بسیاری از کشورها ثروتمندان و خیرین آن کشور بعضی از دانشگاه های مهم را اداره می کنند. انسان در جوهر ذات خودش همیشه به نیکی و انجام کاری حسنه نیاز دارد تا به آرامش برسد؛ پول و مادیات هرگز نمی توانند به تنهایی سعادت و آرامش وجودی را برای انسان فراهم کنند. متاسفانه خیلی از افراد متمول به سختی از پول و سرمایه خود برای کار خیر استفاده می کنند و نمی توانند از پولشان چشم بپوشند. بعد از اینکه دانشگاه از هر جهت آماده پذیرش دانشجو شد، ما در رشته هایی که از قبل انتخاب کرده بودیم دانشجو پذیرفتیم و در مهر ۱۳۸۸ دانشگاه فنی فومن رسما شروع به کار کرد. رشته های دانشکده فنی فومن عبارتند از: مهندسی صنایع، شیمی، نفت، آی.تی و همچنین کارشناسی ارشد مهندسی بیوتکنولوژی، مهندسی محیط زیست، ام بی ای، دیا بی ای و کارشناسی ارشد و دکترای مدیریت که در آینده نزدیک رشته های جدیدی نیز به آنها اضافه خواهد شد. دانشکده فنی فومن را به دانشگاه تهران وقف خاص نموده ام که به وسیله شورای تولیت سه نفر از خانواده موسوی رهپیما و سه نفر از کارکنان دانشکده فنی دانشگاه تهران اداره میشود. در همین راستا نیز کارخانه چای «فومنات» را تاسیس کرده ام که پنجاه درصد از درآمد آن برای همیشه صرف توسعه و پیشرفت دانشکده فنی فومن میشود.

در مهر ۱۳۸۸ شصت دانشجو در دانشکده فنی فومن مشغول به تحصیل شدند و ما برای آنها بهترین امکانات پژوهشی را فراهم کردیم و حتی برای بالا بردن انگیزه تحصیلی دانشجویان تشویقشان کردیم که در صورتی که رتبه سه رقمی کنکور را کسب کرده باشند و به دانشگاه فنی فومن بیایند ماهی یکصد هزار تومان جایزه و کمک هزینه تحصیلی دریافت می کنند و همچنین در صورت بالا بودن معدل درسیشان (معدل بالای هفده) به آنها لپ تاپ هدیه خواهیم داد. در واقع هدف من از این کار، پرورش دانشجویان متخصص و زبده است.

در فکر اهدای بورسیه به دانشجویان نیز هستم و به همین منظور با شرکت کاسترول انگلیس نیز در این زمینه گفتگویی داشتیم، قرار شده است که از بین فارغ التحصیلان رشته های فنی، دانشجویان رتبه اول را به انگلستان بفرستیم تا در رشته های فنی و در مقطع دکترا مدرک بگیرند. به هرحال امیدواریم که در آینده نزدیک شاهد شکوفایی اندیشه ها و نبوغ علمی فراوانی در این دانشگاه باشیم. راه اندازی دانشگاه مرا بیشتر از هر چیز دیگری خوشحال کرد چون خدمت به مردم بزرگترین توفیقی است که نصیب انسان می شود. | همه ما فرزند ایران هستیم. چه زیباست که هر کسی دانش و نبوغ خود را در خاک کشورش به باروری برساند. به امید اینکه همه ایرانیان سربلند و پایدار باشند؛ چونان دماوند استوار و پایدار که سال ها در دل خاک ما ایستاده است.

آینده درخشان هر کشوری به دست ملتش ساخته می شود. همچنان که در روزگاران گذشته هنرمندان، صنعتگران و معماران ایرانی کوشیده اند، ما نیز باید بکوشیم و هوش خود را همراه خلاقیت و نبوغ خود به کار بگیریم تا در آینده با افتخار به گذشته خود بنگریم. وقتی در کنار ستونهای بلند و محکم تخت جمشید می ایستیم افتخار و غروری ملی تمام وجودمان را فرا می گیرد و آفرینی به بلندای تاریخ نثار گذشتگان خود می کنیم. امروز وقت آن است که جوانان ما ذوق و نبوغ گذشتگان خود را وام بگیرند و برای نسل های بعد آینده ای روشن و پر افتخار را در ایران زمین رقم بزنند.

درخت تو گر بار دانش بگیرد                                                 به زیر آوری چرخ نیلوفری را

 

لیست موفقیت ها

– دریافت لوح تقدیر و سپاس به عنوان مدیر کل صنایع شیمیایی و سلولزی در سال ۱۳۶۹

 – دریافت لوح مشارکت و یادبود از موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران در سال ۱۳۷۲

 – دریافت لوح مشارکت و یادبود از موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران در سال ۱۳۷۳

– انتخاب شرکت فومن شیمی به عنوان شرکت برتر در جشنواره بزرگان صنعت ایران در سال ۱۳۸۲

– صادرکننده نمونه کشور در سال ۱۳۸۲

– کارآفرین نمونه استان گیلان در سال های ۸۲، ۸۵، ۸۶، ۱۳۸۹

– صادرکننده نمونه استان در سال ۱۳۸۳

– دریافت لوح تقدیر برترین و کوشا ترین شرکت در راستای انجام امور سازندگی جهت توسعه و شکوفایی اقتصادی کشور (اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران ) در سال ۱۳۸۴

– دریافت لوح تقدیر به خاطر احداث و بهره برداری از واحدهای نمونه صنعتی در سال ۱۳۸۴

– واحد تولیدی نمونه کشور در سال ۱۳۸۴ – انتخاب به عنوان مهندس برجسته در زمینه شیمی از فرهنگستان علوم در سال ۱۳۸۵

– دریافت لوح تقدیر و سپاس از کنفرانس مدیران کیفیت در سال ۱۳۸۵ – دریافت لوح تقدیر و سپاس به عنوان پیشگامان فعالیت های اقتصادی در سال ۱۳۸۵ – دریافت لوح تقدیر و سپاس از انجمن مدیران صنایع در سال ۱۳۸۹

شرکت های تاسیس شده

– شرکت فومن شیمی (تاسیس ۱۳۵۵ فعالیت: تولید کننده روانکارهای روغنی، روغن ترمز، روغن موتور، روغن دنده، گریس، ضدیخ – انواع حشره کش و سوسک کش (تار و مار) – انواع اسپری های خانگی – اسپری های بدن – اسپری اکسیژن برای مصارف شخصی)

– شرکت تولید گسترش (تاسیس ۱۳۷۶ فعالیت: تولید قوطی های اسپری و ملزومات)

– شرکت پادینه (تاسیس ۱۳۷۸ فعالیت: تولید شیر اسپری و پمپ صابون مایع و ….)

– شرکت دقیق شیمی (تاسیس ۱۳۷۷ فعالیت: تولید چسب های صنعتی و خانگی (کاسپین)

– شرکت فومن پارت (تاسیس ۱۳۸۳ فعالیت: تولید کننده انواع مبدل کاتالیستی خودرو)

– شرکت نفت کاسپین (تاسیس ۱۳۸۴ فعالیت: تولید کننده روغن پایه)

– دانشکده فنی فومن (تاسیس ۱۳۸۳ فعالیت: پردیس دانشکده های فنی دانشگاه تهران)

– شرکت صنایع غذایی فومن (تاسیس ۱۳۸۴ فعالیت: تولید کننده چای فومنات)

– شرکت ایران گریس (تاسیس ۱۳۴۳ فعالیت: تولید کننده روغن گریس و واسکازین و …)

– شرکت ایران کانون (تاسیس ۱۳۵۵ فعالیت: واردکننده و توزیع کننده مواد شیمیایی )

– شرکت پخش کاسپین (تاسیس ۱۳۸۱ فعالیت: پخش محصولات داخلی و وارداتی)

 

زندگینامه سید عباس موسوی رهپیما | بنیانگذار شرکت فومن شیمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

gift