حکایت ها و داستانهای مدیریتی – قسمت ۲ – تحلیلگران صنعت

حکایت ها و داستانهای مدیریتی – قسمت ۲

درخت الماس

ژنرال در باغ قدم می‌زد . او درختان ، میوه ها و محیط باغ را بررسی کرد .

پس از مدتی به باغبان همراهش گفت : کاشت درختان الماس را باید زودتر شروع کنی .

باغبان گفت : چشم قربان ، ولی… ولی درخت الماس پس از صد سال میوه می‌دهد .

ژنرال پیر اندکی در فکر فرو رفت ، آنگاه نگاهش را به افق دور دست دوخت و با جدیت تمام به باغبان گفت : اگر اینطور است پس همین حالا شروع کن .

 

 

حکایت ها و داستانهای مدیریتی - قسمت 2 - تحلیلگران صنعت

شرح حکایت:

یکی از مصادیق اولویت بندی صحیح ، انجام کارهای مهم و دیربازده قبل از بقیه کارها و نیز انجام هر چه سریعتر اینگونه کارهاست.

باغبان به خود و نتایج زودبازده نگاه می‌کرد ولی ژنرال با دوراندیشی .

تصمیم گرفت نتیجه ای که قرار است صد سال دیگر بدست آید و نه صد و یک سال دیگر.

 

حکایت ها و داستانهای مدیریتی - قسمت 2 - تحلیلگران صنعت

داستان شماره ۱

 

مطالب مرتبط :

حکایت ها و داستانهای مدیریتی-قسمت ۱

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

gift