آماده شروع یک استارت آپ هستید؟

آماده شروع یک استارت آپ هستید؟

 

 

زمانی که من دانشگاه را به پایان رساندم، دو پیشنهاد شغلی داشتم. اولین پیشنهاد مربوط به گروه مشاوران بوستون، همان شرکتی که من قبل از تحصیلات MBA در آنجا کار می­کردم بود، که موقعیت بسیار خوبی برای یک کارشناس فارغ التحصیل جوان به حساب می­آمد. دومین پیشنهاد مربوط به یک شرکت کوچک استارت آپ با ۳۰ کارمند بود که قصد داشتند شبکه ای تحت اینترنت را به یک محیط کسب وکار امن منتقل کنند که کاری پر از ریسک محسوب می­شد. من پیشنهاد دوم را پذیرفتم و هیچوقت هم از انتخاب خودم پشیمان نشدم.

در سالهای پس از آن، من با سه استارت آپ با بیش از ۱۰۰ فرصت سرمایه گذاری کار کردم. من در این مدت اطلاعات زیادی نه تنها در مورد چگونگی راه اندازی یک شرکت، جمع آوری سرمایه، پیدا کردن مشتری های اولیه و استخدام یک تیم، بلکه در مورد اینکه چگونه یک استارت آپ را توسعه دهیم تا تبدیل به یک سازمان بزرگ شود، هم اطلاعات زیادی کسب کردم. در این شرکت ها من با ۲۰۰۰ کارمند از لحظه ایده پردازی تا تبدیل به یک سازمان همکاری کردم.

 

 

 

شکل گیری این جهش بسیار آسان است. نسبت به نوع شرکت های جدیدی که تاسیس می­شوند، تاسیس و راه اندازی یک شرکت استارت آپی از همه سخت تر است. باید ببینیم این شرکت چه مشاغلی ایجاد می­کند؟ بهترین ورودی ها برای شرکت کدام هستند؟ چگونه می­توانیم بسنجیم که یک شرکت پتانسیل موفق شدن را دارد یا نه؟

استارت آپ ها هیچ سلسله مراتب روشن و راه مشخصی برای پیشرفت ندارند. اما در مراحل ابتدایی نیاز به مدیران با تجربه و خوب دارند تا بتوانند به شکل موثر تمامی دپارتمان ها از جمله دپارتمان بازاریابی، دپارتمان توسعه محصولات و دپارتمان فروش را هدایت کنند. که باعث می­شود اتفاقات خوبی برای این سازمان های نوپا رقم بزنند.

تقریبا با تمامی کسب و کارهایی که مصاحبه کردیم به این نتیجه رسیدیم که آنها به طور ویژه بر فعالیت های فردی، خلاقیت و رشد واحد ها تاکید دارند. بنابراین برای افرادی که در این کسب و کارها هستند بسیار مهم است که تیمشان ترکیبی از افراد با تجربه و قدیمی و همینطور افراد جوانی که به تازگی در رشته MBA فارغ التحصیل شده اند، باشند.

 

ارزیابی توانایی های شما

 

شما برای اینکه در یک استارت آپ شروع به کار کنید نیاز به سه مهارت دارید که ممکن است در دانشگاه یا مشاغل قبلی تان به شما آموزش نداده باشند : مدیریت شرایط عدم اطمینان، غلبه بر محدودیت ها و فکر کردن مانند مالک شرکت.

مدیریت شرایط عدم اطمینان. استارت آپ ها آزمایش های عظیمی انجام می­دهند. هر نمونه اولیه ای را به عنوان یک آزمایش جدید در نظر می­گیرند. هر فرضیه ای پس از دیگری مورد تست قرار می­گیرد. عناوین، توابع، نقش ها و مسئولیت ها به شکل مداوم تعریف می­شوند. اعضای تیم های استارت آپ اختراعات زیادی انجام می­دهند، خلاقیت های زیادی انجام می­دهند و اهداف بزرگی دارند.

غلبه بر محدودیت ها. پدر من یک کارآفرین بود که با موانع بسیار زیادی مقابله کرد. آیا در کارآفرینی می­توان سیستم موثرتری طراحی نمود؟ چگونه می­توانیم با این موانع مقابله کنیم؟ پیدا کردن پاسخ روشن برای مسائل مجهول کلید موفقیت در استارت آپ است.

فکر کردن مانند مالک شرکت. کسی که در یک استارت آپ کار می­کند باید به شکل احساسی و انسانی هم کار کند. حس یافتن اکتشافات جدید بسیار جذاب تر از کار کردن در یک سازمان سنتی است، و تاثیری که شما در کار می­گذارید به طور مستقیم و واضح موثر بر ارزش و موفقیت سازمان است. پس وقتی در یک استارت آپ کار می­کنید نه تنها باید تاثیرات کار خود را در نظر بگیرید بلکه باید سازمانتان را از تمامی جنبه ها زیر نظر داشته باشید. در یک سازمان کارآفرینی همه باید مانند یک مالک فکر کنند، و همواره از خود سوال کنند، چه راهی وجود دارد که من این موقعیت را بهتر کنم؟

 

 

انتخاب درست یک شرکت

 

زمانی که شما مطمئن شدید که استارت آپ درست را انتخاب کرده اید، حال وقت این است که به فکر راه اندازی شرکت باشید. توصیه من به شما برای اتخاذ این تصمیم مهم، گذر از این چهار مرحله است.

۱٫یک قلمرو انتخاب کنید.

در ابتدا محلی را که به آن علاقه دارید انتخاب کنید. سپس یکسری سوالات هست که باید از خود بپرسید: آیا من کاری را ترجیح می­دهم که بیشتر بر پایه مشتریان باشد یا بر پایه خود کسب و کار؟ من دوست دارم بیشتر پاسخگوی کدام نوع از مشتریان باشم؟ کدام نوع برندها را بیشتر می­پسندم؟ کدام نوع وبسایت ها، برنامه ها و موضوعات بیشتر مورد علاقه من است؟ این سوالات شما را یاری می­کند تا در مسیر درست فکر کنید. با پاسخگویی به این سوالات شما تا حد زیادی مسیر حرکت خود را می­شناسید، این که چه نوع وبسایتی طراحی کنید، تاکید بیشتری بر کدام نوع از خدمات داشته باشید؟ چه نوع برندی را باید برگزینید؟ با تمرکز عمیق بر این حوزه ها می­توانید در نقطه شروع قوی ظاهر شوید.

۲٫یک شهر انتخاب کنید.

هر کسی نمی­تواند در هر شهری کار کند. حتی اگر شخصی بسیار انعطاف پذیر باشد که بتواند در هر شهری کار کند، باید به دقت تمام ویژگی های آن شهر را مورد بررسی قرار دهد. اگر شهری را انتخاب کرده اید که مانند شهرهای نیویورک، بوستون، لوس آنجلس یا برلین شهر کارآفرینی محسوب نمی­شوند باید به دقت موقعیت آن شهرها را مورد بررسی قرار دهید و بتوانید آینده شغلی خود را در آن شهرها پیش بینی کنید. این شهرها، شهرهایی هستند که مهد فناوری هستند و به روز ترین اطلاعات و امکانات اول در این شهرها رونمایی می­شوند و موفق ترین کارآفرینان در بیشتر اوقات در این شهرها رشد می­کنند. هنگامی که افراد شهری را برای شروع استارت آپ انتخاب می­کنند قطعا تمایل دارند که در آن شهر بمانند، پس انتخاب یک شهر مناسب باید بسیار مورد توجه قرار بگیرد.

۳٫یک مرحله انتخاب کنید.

هنگام توصیف مراحل مختلف یک استارت آپ، من معمولا از مدل جاده استفاده می­کنم. در این مدل شما باید هر مرحله را به درستی تجزیه و تحلیل کنید تا یک دیدگاه واضح و روشن از کارهایی که می­خواهید انجام دهید داشته باشید. در این مدل مسیر بسیار پیچیده و گنگ است، پس تعریف مولفه های هر مرحله باید به درستی انجام گیرد. با طی این مسیر شما محصولتان را به درستی تعریف کرده اید و یک بازار برای آن در نظر گرفته اید. در این نقطه شما باید مدل کسب و کارتان را تعریف کنید و چالش های اولیه برای رشد کسب و کارتان را درک کنید. کمی جلوتر سرعت شما برای طی کردن مراحل بیشتر می­شود. در این مرحله شما به طور مداوم عملیات کاری تان را بهبود می­بخشید و مراحل را با سرعت بیشتری طی می­کنید.

۴٫یک برنده انتخاب کنید.

در این مرحله شما شرکتی را انتخاب می­کنید که موفقیت های بسیار عظیمی کسب کرده و می­تواند فرصت های رشد فوق العاده ای برای شما فراهم کند. حتی بزرگ ترین و موفق ترین سرمایه گذاران هم ممکن است در موارد بسیاری اشتباه کنند در حالی که در حال اداره و مدیریت چندین کسب و کار عظیم هستند.  در این حالت شما چگونه می­توانید از بین این همه کسب و کار یک کسب و کار برنده انتخاب کنیم. یکی از راه ها این است که شما از تعدادی از افراد با تجربه نظر خواهی کنید. یکی دیگر از راه ها این است که سه تن از کارآفرینان برتر در حوزه جغرافیایی خودتان را انتخاب کنید و از آنها بخواهید سه استارت آپ موفق را به شما معرفی کنند. سعی و تلاش خود را به حداکثر برسانید و از معیارهایی که بسیاری از سرمایه گذاران موفق استفاده می­کنند استفاده کنید.

  • تیم. آیا اعضای تیم به اندازه کافی قوی هستند؟ آیا نظرات تک تک اعضای تیم برای شما الهام بخش و مفید هست؟ آیا اعضای تیم با یکدیگر یکپارچه هستند؟ آیا حاضر هستید با این اعضا در کارهای بعدی تان همکاری کنید؟
  • بازار. آیا بازار به اندازه کافی بزرگ هست که ظرفیت درآمد بیش از ۱ میلیارد دلار را داشته باشد؟ آیا بازار این کشش را دارد که بتوانیم فرصت های جدیدی را از آن جستجو کنیم؟ جمعیت بازار چقدر است؟ آیا در این جمعیت استارت آپ ها می­توانند به خوبی باهم فعالیت کنند؟
  • مدل کسب و کار. آیا میزان درآمد خالص نسبت به هزینه های هر مشتری به اندازه کافی برای مشتریان و کسب و کارها جذاب هست؟ آیا شرکت به راحتی می­تواند مقیاس ارزش هر مشتری را تعیین کند؟ آیا مدل کسب و کار می­تواند به شکل شبکه ای کار کند و تاثیرات شبکه ای داشته باشد؟

 

خودتان را بفروشید

 

چالش بعدی این است که شما خود را در موقعیتی قرار دهید که استارت آپ ها خواهان استخدام شما باشند. برای این منظور شما باید دو کار را به خوبی انجام دهید.

یک معرفی خوب از خود ارائه دهید. بسیاری از استارت آپ ها پر از افرادی با شبکه های اجتماعی عظیم هستند. کار شما شناسایی افراد شاخص در شرکت ها و نحوه برقراری ارتباط با آنهاست. وبسایت های پرطرفدار و مشهور لیست معروف ترین استارت آپ ها و نیروهای اجرایی آنها را نوشته اند. جستجو در وبسایت LinkedIn می­تواند بسیاری از این افراد شاخص را به شما معرفی کند. در این وبسایت ها همچنین شما می­توانید از ارتباطات مجازی استفاده کنید تا از این طریق افراد بیشتری را شناسایی کنید.

به روشنی بیان کنید که چگونه می­توانید همکاری کنید. استارت آپ ها هدف بزرگی را دنبال می­کنند، بنابراین سعی دارند روی افرادی سرمایه گذاری کنند که آنها را به اهدافشان نزدیک کنند و بتوانند روی افراد حساب کنند. قبل از ملاقات با مدیر، کارهایتان را انجام دهید. هر مطلب معتبر را به شکل آنلاین مطالعه کنید. با چند نفر از همکاران یا مشتریانتان صحبت کنید. خودتان از محصولات استفاده کنید و مدل کسب و کارتان را تجزیه و تحلیل کنید، سپس ایده هایی برای بهبود و توسعه ارائه دهید.

اکنون وقت آن است که یک جهش ایجاد کنید

 

بعد از اینکه ارین مدرک MBA خود را گرفت، به رسم روش سنتی شروع به کار بازاریابی از مرحله اول در یک شرکت نمود. او پنج سال به همین روش کار کرد تا اینکه شرکت تصمیم گرفت کار او را تغییر دهد و سمت او را ارتقا دهد. اگرچه ارین چیز زیادی در مورد استارت آپ نمی­دانست و تجربه درگیر شدن با ریسک های بزرگ را نداشت، تمایل چندانی به انجام کارهای سخت نداشت. در نهایت ارین وارد مرحله جدیدی از کسب و کار شد و با استفاده از ایفای نقش های متعدد، اطلاعات به روز، مطالعات آنلاین و استفاده از تجارب همکاران به موفقیت های بسیاری در مدیریت سیستم استارت آپی نائل آمد.

 

برگرفته شده از مجله کسب و کار هاروارد

ترجمه شده توسط: نیلوفر مقدم

گردآورنده: تحلیلگران صنعت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

gift